صائن الدين على بن تركه

119

شرح نظم الدر ( شرح قصيده تائيه ابن فارض ) ( فارسى )

اسمى كه حقيقت مسمّاست * چون دانستى أصبت فالزم و شك نيست كه ثبوت خصوصيّات مراتب را در تحقّق به حضرت جمع ، دخلى عظيم هست . « 1 » زاب بىرنگ شد عنب موجود * وز عنب شيره وز شيره شراب زين مراتب نكرده آب گذر * هيچ كس را نكرد مست و خراب همچنان كه « 2 » نفى آن بكليّتها از امّهات اصول اين تحقّق است . « 3 » عشقم كه در دو كون مكانم پديد نيست * عنقاى مغربم كه نشانم پديد نيست و بيت اوّل مبيّن « نفى » است و ثانى از آن « اثبات » . اگر خواهى به « فرق و جمع » تعبير كن طرفين را و اگر خواهى به « تنزيه و تشبيه » ؛ إذ لا مشاحّة في الألفاظ . * * * [ 160 ] و شاهدت نفسي بالصّفات الّتي بها * تحجّبت عنّي في شهودي و حجبتي [ 161 ] و أنّي الّتي أحببتها ، لا محالة « 4 » * و كانت لها نفسي علىّ محيلتي [ 162 ] فهامت بها من حيث لم تدر ، و هي في * شهودي ، بنفس الأمر غير جهولة مواطن متحقّقان مرتبهء توحيد يا محض تنزيه است و عين تفرقه ، ( 20 ب ) يا مجرّد تشبيه است و مطلق جمع - چنانچه در بيتين سابقين « 5 » بدان اشارت رفت - يا تنزيه است در عين تشبيه ، و جمع در عين تفرقه . و اين از خصايص اولو النّهايات است از اصحاب اطراف و رجال اعراف كه جويبار ذوق ايشان از مشرب خاصّ خاتمى مترشّح باشد . « 6 » من به سر منزل عنقا نه به خود بردم راه * قطع اين مرحله با مرغ سليمان كردم اكنون در اين ابيات ، بدان اشارت مىكند و به خصوصيّت موطن خويش از مقامات عشق ، كه مىگويد : نفس خويش را مشاهده كردم در عين صفات متكثّره كه بدان محجوب بودم از خود ؛ و سبب حجاب من او مىشد در ساير مراتب شهود و مواطن

--> ( 1 ) . فر : + بيت . ( 2 ) . فر ندارد . ( 3 ) . فر : + بيت . ( 4 ) . در اصل : لا محالة . ( 5 ) . مل : سابقتين . ( 6 ) . فر : + بيت .